او که هست؛
لحظاتی هست ؛ که تو شاید رمانتیکِ فانتزی اش را برای خودتان ساخته باشی.
ازهمان هایی که همیشه نمیتوانی داشته باشی اش.
او که باشد ، همه اش را می بخشی به او.
همه ی همه اش را می ریزی به پایش.
مست می شوی ، محو می شوی ؛ انگار یکی می شوید.
….
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 1:35 توسط سهراب
|
قلمم را میشکنم شاید سکوتم زیبا باشد سلام..
هرچیزی که اینجا نوشته میشه کاملا بی منظوره..
و هرچیزی که تو ذهنم بیاد و ازش خوشم بیاد می نویسم..