دوست سیب سرخ
امروز کنار خیابون ایستاده بودم یکی از دوستای قدیمی اومد کنارم و گف سیب سرخ دیگه دوستی بنام تو ندارم گفتم چرا گف نه یادی نه اسی نه زنگی جواب دادم که بابا تو قلبمی گف اره جونه تو و رفت....................
زندگیه ما داریم از صب تا شب کار کن بعد سر برج هم باید دنبال قرض باشی
دوس چیه ادم کم کم راه خونه رو هم گم میکنه
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:59 توسط سهراب
|
قلمم را میشکنم شاید سکوتم زیبا باشد