شعر رمانتیک
از باغ باران زده چشمانت
به جنگل كه رسیدم
دیدم تمام درختها نماز شكسته می خوانند
می خواهم به تبر ها رشوه بدهم
تا نگاه ترا برایم پس بیاورند
به باد بگو تقلید نمی كنم
من نمازم را فقط با تو تمام می
خوانم
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 12:31 توسط سهراب
|
قلمم را میشکنم شاید سکوتم زیبا باشد